۱۳۹۲ بهمن ۱۲, شنبه

گفتنی‌هایی از سوئد، قسمت سوم: یکی از بامزه‌ترین شوخی‌های اول آپریل

توضیح: ویدئویی که در زیر می‌بینید، مربوط به شوخی اول آپریل تلویزیون سوئد در سال 1962 است، که ظاهرا جزو شوخی‌های به یاد ماندنی جهان هم محسوب می‌شود. این برنامه تلویزیونی که خیلی‌ هم جالب درست شده، با توضیحات علمی کارشناس فنی برنامه نشان می‌دهد که  چطور می‌توان خیلی ساده با کشیدن جوراب زنانه بر روی صفحه تلویزیون سیاه و سفید، آن را در جا تبدیل به تلویزیون رنگی کرد! گویا تحقیقاتی که بعدا انجام شده نشان می‌دهد که بسیاری از سوئدی‌ها این روش را امتحان کرده‌اند. همچنین برخی سوئدی‌ها گزارش کرده‌اند که به یاد می‌آورند چطور  پدر و مادرشان (بیشتر آقایان!) در به در دنبال جوراب زنانه می گشته‌اند تا تلویزیونشان را در یک چشم بر هم زدن رنگی کنند!
تلویزیون سوئد چهار سال بعد (1966) اولین برنامه رنگی را بر روی آنتن فرستاد و از سال 1970 هم برنامه‌های خود را به شکل ممتد با فرمت رنگی پخش کرد. زبان مجری و کارشناس برنامه سوئدی است. آن را (از یک متن به زبان انگلیسی) ترجمه کرده‌ام و در زیر آورده‌ام.


منبع ویدئو: یوتیوب
منبع متن و توضیحات: سایت موزه حقه‌ها museum of hoaxes


مجری: امیدوارم که لوازم مورد نیاز برای آزمایش تلویزیون رنگی را آماده کرده باشید: یک جوراب نایلون، قیچی و یک حلقه چسب نواری. من دوربین رو در اختیار کارشناس فنی‌مان شل استنسن قرار می‌دهم.

۱۳۹۲ بهمن ۱۱, جمعه

محمد نوری‌زاد: از حکومت یا در مقابل حکومت

این نوشته در گویای من (اینجا) منتشر شد.
همه کسانی که اندک آشنایی با فضای سیاسی ایران دارند، بدون شک با الگوی «حسین شریعتمداری» در نسبت دادن عناوینی چون مزدور، خائن و امثال این‌ها به مخالفین نیز آشنا هستند. در این الگو تعدادی از عناصر ثابت هستند، مثلا رفتار خود شخص. امثال شریعتمداری به این که این رفتار صحیح است یا غلط و این که آیا به نفع کشور است و یا به ضرر کشور کاری ندارند، بلکه کنش‌ها یا واکنش‌های آنان مبتنی بر چسباندن برچسب‌هایی با بار منفی بر طرف مقابل است؛ برچسب‌هایی که با «وقایع عینی» نیز پشتیبانی نمی‌شوند. یعنی این که به عنوان مثال به شخص مقابل برچسب جاسوس الصاق می‌شود اما شواهدی مبنی بر این که واقعا کار جاسوسی انجام داده است (یعنی اطلاعاتی به کشور بیگانه داده است) ارائه نمی‌شود و این جاسوس کذایی حتی دستگیر هم نمی‌شود، گویا جاسوسی است که آزادانه در حال انجام وظیفه خود است و کسی هم کاری به او ندارد.

۱۳۹۲ بهمن ۳, پنجشنبه

سردار نقدی و آمریکایی دانستن جریانات معناگرا

توضیح: این گزارش را از این جهت باز نشر می‌کنم که منعکس کننده نظر سردار نقدی، رییس سازمان بسیج کشور در خصوص جریانات معناگرا است. او همان نظر علی خامنه‌ای را تکرار می‌کند مبنی بر این که جریانات معناگرا بخشی از توطئه آمریکاست. بدیهی است که این گونه نظریه پردازی‌ها، وقتی از زبان یک مسئول در این سطح بیان می‌شود، خود به خود به این معناست که اجرایی سازی آن در سازمان بسیج در دست اقدام است.

منبع: ایرنا
سردار نقدی: با ایستادگی در مقابل آمریکا به عزت بسیار دست یافته ایم
مشهد - ایرنا - رییس سازمان بسیج مستضعفان کشور گفت: نظام جمهوری اسلامی ایران با ایستادگی در مقابل آمریکا و اتکا به توانمندی های داخلی به عزت و عظمت در مجامع ملی و بین المللی دست یافته است.

۱۳۹۲ بهمن ۱, سه‌شنبه

آیت‌الله مکارم شیرازی: ضرورت بررسی عرفان‌های کاذب در سطح کشور


توضیح: این سخنرانی آیت الله مکارم شیرازی نیز در راستای جریانی از سرکوب جریانات معناگرا که با این  سخنرانی علی خامنه‌ای آغاز شد قابل ارزیابی است. جدای از تاکید آقای مکارم بر این موضوع که به شکل طبیعی و با توجه به نقش او در حوزه علمیه قم منتهی به اقدامات اجرایی بیشتر خواهد شد، تاکید رسانه منتشر کننده خبر نیز بر این بخش از میان مجموعه سخنانی که سخنران کرده است قابل توجه است. گویا رسانه‌ها هم به نوعی ماموریت دارند که این موضوع را داغ نگاه دارند.

مطالب مرتبط:


آیت‌الله مکارم شیرازی تاکید کرد
ضرورت بررسی عرفان‌های کاذب در سطح کشور
خبرگزاری تسنیم: آیت‌الله مکارم شیرازی گفت: یکی از موادی که باید مورد مطالعه قرار بگیرد عرفان‌های کاذب است که بایداین موضوع توسط مسئولان مورد بررسی دقیق قرار بگیرد.

۱۳۹۲ دی ۲۸, شنبه

وقتی که منابر به تسخیر دشنام گویان در می‌آیند

اخبار جریانات معناگرا را تقریبا به شکل ممتد دنبال می‌کنم، البته عموما از ناحیه مخالفان این جریان‌ها و تحت عنوان‌هایی چون: معنویت‌های دروغین، عرفان‌های کاذب و ... با این هدف تقریبا هفته‌ای یک بار چرخی در اینترنت می‌زنم، به جرات می‌گویم که هفته‌ای نیست که درجایی از کشور همایش و یا دوره آموزشی و یا سخنرانی در خصوص «آشنایی با عرفان‌های کاذب» یا مشابه این عناوین برقرار نباشد.
در این نمونه آخر (متن در انتهای این نوشته)، شخصی به نام شریفی دوست، که ظاهرا مدرس حوزه و دانشگاه هم هست، می‌گوید که «آسیب شناسی» عرفان‌های کاذب از مطالبات جدی علی خامنه‌ای است، و این که این موضوع در سیاست‌های کلی برنامه پنجم توسعه و در قالب صیانت فرهنگی در نظر گرفته شده است. شواهدی مستند از عزم علی خامنه‌ای در مقابله با جریانات معناگرا و برخی اقدامات عملی در این ارتباط را می‌توانید در اینجا بخوانید.

۱۳۹۲ دی ۲۷, جمعه

گفتنی‌هایی درباره سوئد (قسمت دوم) + ویدئو

سوئدی‌ها افرادی درونگرا هستند. برای من واقعا مشکل و یا حتی غیر ممکن است که بفهمم الان این همکارم آیا خوشحال است و یا ناراحت، عصبی است و یا ریلکس، مضطرب است و یا بی خیال و ... من در همه این موارد «یک چیز» را می‌بینم، همان صورتی که همیشه می‌بینم!
سوئدی‌ها ابراز احساسات (البته آن چیزی که ما آن را ابراز احساسات می‌دانیم) را «بد» می‌دانند. مبنای این ادعای من، جدای از تجربیات شخصی،  کتابی است به نام «ذهنیت سوئدی» (به سوئدی:Svensk mentalitet، به انگلیسی: Swedish mentality) که نویسنده آن یک محقق سوئدی است. این کتاب در سال 1989 نوشته شده و حالات مختلف سوئدی‌ها را  تشریح می‌کند. در این کتاب به عنوان مثال از تحقیقی سخن گفته شده است که در آن واکنش‌های مردم سوئد و آمریکا، بعد از دو حادثه مشابه، ترور کندی و ترور اولاف پالمه (نخست وزیر وقت سوئد)، مقایسه شده است. این تحقیق نشان می‌دهد که چقدر آن دسته از مردم سوئد که از قتل اولاف پالمه ناراحت بودند، نسبت به آمریکایی‌هایی که سوگوار کندی بودند، کمتر ابراز احساسات کرده بودند. این کتاب می‌گوید که سوئدی‌ها کلا گریه کردن را کاری زشت می‌دانند (البته من این کتاب را مدتها قبل خواندم و نقل‌قول‌ها ممکن است دقیق نباشد اما در کلیت نویسنده کتاب نظرش همانست که گفتم.). فارغ از این تحقیق آکادمیک، گمان می‌کنم همه ایرانی‌هایی (و حتی کسانی که از کشورهای مختلف آمده بودند و با آن‌ها در این خصوص صحبت کردم) خیلی زود این موضوع را متوجه می‌شوند. البته منظور من این نیست که در همه لحظه‌ها سوئدی‌ها احساساتی می‌شوند و چون ابراز آن را «بد» می‌دانند آن را ابراز نمی کنند. بلکه معتقدم که این حالت در آن‌ها نهادینه شده است و خود به خود انجامش می‌دهند، درست مثل ما که به شکل خودکار دقیقا برعکس این کار را انجام می‌دهیم و آن را درست می‌دانیم.

۱۳۹۲ دی ۲۴, سه‌شنبه

گفتنی‌هایی درباره سوئد (قسمت اول)

1. سوئدی‌ها، دانمارکی‌ها و نروژی‌ها با هم «کرکری» دارند. مثلا در فضای جوک و شوخی و البته برخی اوقات هم کاملا جدی هر کدام خود را بهترین و بقیه را احمق می‌دانند. جالب‌تر این که در برخی موارد سوئدی‌ها دقیقا همان جوک‌هایی را برای نروژی‌ها می‌گویند که نروژی‌ها برای سوئدی‌ها!
مثلا، آیا می‌دانید چرا یک نروژی وقتی به صحرا می‌رود با خودش در ماشین می‌برد؟ برای این که اگر گرمش شد، شیشه را پایین بکشد! حالا می‌دانید چرا یک نروژی وقتی به صحرا می‌رود با خودش یک صندوق عقب می‌برد؟ برای این که در ماشینش رو داخل صندوق عقب بگذارد!
یا مثلا: می‌دانید چرا یک نروژی خانه‌اش را گرد درست می‌کند؟ برای این که سگ‌ها به دیوار خانه‌اش خرابکاری نکند (نتواند نبش دیوار را پیدا کند)!
بخشی از عقاید مردم این سه کشور نسبت به یکدیگر را می‌توان در این سایت که توسط یک طنز نویس دانمارکی به روز می‌شود خواند. البته وجه طنز خیلی از کارتون‌های این سایت را من هم متوجه نمی‌شوم ... مثلا این سایت می‌گوید که نروژی‌ها از نگاه سوئدی‌ها ماهیگیران عقب مانده‌ای هستند که غذا‌های غیر بهداشتی می‌خورند!

۱۳۹۲ دی ۲۳, دوشنبه

الگوی ولایی تخریب دگراندیشان، مهم‌ترین کارکرد فرقه خودساخته «ولاییه»

توضیح: اخیرا تخریب مخالفان حکومت موسوم به اسلامی و دگراندیشان، بیشتر از قبل از پستو‌های بازداشتگاه‌های امنیتی بیرون آمده است و به سطح رسانه‌ها کشیده شده است. اگر قبلا فقط در داخل بازداشت‌گاه‌ها مقدور بود که بازجو هر چه دلش می‌خواست از اتهامات «نچسب» و «دروغ محض» از نوع فساد جنسی به متهم بچسباند تا او را تحت تاثیر بگذارد، مدتی است کار به رسانه‌های عمومی کشیده شده و رسما دروغ‌هایی می گویند که از یک سو شاخ بر سر انسان سبز می‌کند و از سوی دیگر دروغ بودن آن نیز، گو این که بدیهی است،  خیلی سریع روشن می‌شود. سه مثال اخیر از این کار عبارتند از:
  1. مسیح علی نژاد (اینجا)
  2. محمد نوری زاد (اینجا)
  3. محمد مصطفایی (اینجا)

آریا حق گو با نگاهی به این رفتار حکومت، به معرفی فرقه خودساخته و نوظهور «ولاییه» می‌پردازد، فرقه‌ای که «نه شيعه است، نه مسلمان و نه پيرو هيچ آیین آسمانی ديگر. پيامبرش خمينی، امامش خامنه‌ای، كتابش تحريرالوسيله و قبله‌اش سه راه آذربايجان تهران است.»

۱۳۹۲ دی ۱۸, چهارشنبه

یک قانون مترقی!

یعنی ببینید قانون تا کجاها رو دیده:

قانون مجازات اسلامی: ماده 153

هركس در حال خواب، بيهوشي و مانند آنها، مرتكب رفتاري شود كه طبق قانون جرم محسوب ميشود مجازات نميگردد مگر اينكه شخص با علم به اينكه در حال خواب يا بيهوشي مرتكب جرم ميشود، عمداً بخوابد و يا خود را بيهوش كند.
این را در فیس بوک دیدم گفتم لابد شوخی است، تا خودم رفتم و قانون را دیدم.  حال سوال این است که:

1. چه جرمی را می‌توان در خواب مرتکب شد و چگونه؟
2. اگر کسی جرمی را درخواب مرتکب شد، چگونه می‌توان تعیین کرد که آیا عامدانه خوابیده است تا جرم را مرتکب شود و یا این که از دستش در رفته و خوابیده و جرم را مرتکب شده است؟

۱۳۹۲ دی ۱۶, دوشنبه

تراژدی شلر، روایت محمد نوری زاد از مرگ دختری که کارش به اوین کشیده شد

توضیح: تراژدی شلر، روایت محمد نوری‌زاد است از دختری که گرفتار خشک مغزی یک نظام می‌شود و در نهایت از دنیا می رود. روایت دختری که چون از روستایی دورافتاده می‌آید، داستانش به رسانه ها نمی‌رسد و به گوش ما نیز همچنین.
روایت محمد نوری زاد را منتشر می‌کنم به این دلیل (از محمد نوری زاد):

«داستان شلر اما ازکجا شروع شد؟ می‌گویم. اما پیش از آن شما را سوگند می‌دهم به جان و روح هر آن کسی که دوستش می‌دارید، درانعکاس داستان شِلِر هیچ مضایقه مکنید. تراژدی شلر ظرفیتِ این را دارد که به یک شکوهِ ملی و انسانی درقاموسِ رفتار سیاسیِ مردمان بلازده‌ی ایران بدل شود.»  


تراژدی شِلِر (قسمت اول)
می‌بینم مسافران اتوبوس چه آرام خفته‌اند. گرچه تک و توکی نیزبیدارند. شاید آنها نیزچون خودِ من، گرفتار پرسه‌های ذهنیِ خویش‌اند. سفربا اتوبوس، هم محسناتی دارد و هم مشقاتی. بویژه این که در درازنای این مسیر، همان پرسه‌های ذهنی، بیدارماندن را به شما تحمیل کنند. هشت شب که از اهواز حرکت کنید، پنج و نیم صبح می‌رسید به کرمانشاه. و من، پنج ونیم صبح از اتوبوس پیاده می‌شوم. ترمینال کرمانشاه را سرمای پرسوزی بغل زده است.

۱۳۹۲ دی ۱۴, شنبه

پیش از مهاجرت به اینها هم فکر کنید

توضیح: پس از انتشار مطلبی در خصوص مهاجرت از طریق پناهندگی، فردی که او را نمی‌شناسم این متن را به من معرفی کرد. به نظر من این متن هم جنبه‌های دیگری از مهاجرت و پناهجویی را به تصویر می‌کشد که با تجربه‌های من نیز همخوانی بالایی دارد.

منبع: سیب و سرگشتگی
این روزها خیلی از دوستانم که همین پنج سال پیش حتی فکر مهاجرت به ذهنشان خطور نکرده بود سراغم می آیند و از من راه و چاه می پرسند و معلوم است که بطور جدی  به مهاجرت فکر می کنند. با خودم فکر کردم که این جمع بندی شاید به کار کسانی که این روزها درگیر قضیه ی مهاجرت هستند کمکی کند. هرچند اصولا معتقدم که راهکار دادن در این زمینه انقدرها هم به کار نمیاید و خیلی چیزها هست که واقعا باید شخصا تجربه کنید و در ضمن از مورد به موردی قابل تعمیم نیست چون ادمها متفاوت هستند. این متن خلاصه ای ازنکاتی است که به نظرم کمتر به آن پرداخته شده است. به یاد داشته باشید که مهاجرت تصمیم بزرگی است و زندگی شما را برای همیشه تغییر خواهد داد. برای شما در هر تصمیمی که بگیرید  آرزوی بهترین ها را داریم.
 It is all about Balance
 یکم: کفه ی ترازو

۱۳۹۲ دی ۱۳, جمعه

کوهیار گودرزی و وضعیت پناهجویی او در ترکیه

توضیح: این نوشته روایت وضعیت کوهیار گودرزی است در ترکیه و شرایطی که او گرفتارش شده است. کوهیار گودرزی همو است که در زمانی که در زندان است هر روز در رسانه‌ها از او می‌شنویم اما وقتی شرایط عوض می‌شود و احتمالا سرگرم هیاهو‌های دولت «اعتدال» و «امید» هستیم، تاریخ مصرف او برای رسانه‌ها تمام می‌شود ...
و از زاویه‌ای دیگر، این روایت وضعیت پناهجویان در کشوری همچون ترکیه است، این وضعیت پناهجویی است که از بد حادثه «واقعا» پناهجو است. 
وضعیت کوهیار گودرزی از جهاتی بی ارتباط با یادداشت من در خصوص «مهاجرت از طریق پناهجویی» نیست.


پارسال زمستان بود که تصمیمم را گرفتم و دلایلم قانعم کرد که از ایران خارج شوم، در این مدت هرگز از وضعیتم چیزی ننوشتم و شکوه نکردم، که چند سالی است عادت کرده‌ام ناله نکنم و زیر و بم زندگی را با شوخ‌طبعی بگذرانم، چیزی که شاید در دوران بازداشت خیلی کمکم کرد، اما گاهی حرف را باید زد، درد را باید گفت، تصمیمم را گرفتم و خودم را سپردم دست قاچاقچیان انسان و سرمای زمستان و برف آذربایجان و عبور از مرز، هشت روز گروگان قاچاق‌چی‌ها بودن در آغل گوسفندان و دهات و عبور دوباره از یخ و برف و دزدیدن وسایلم و کاغذ عبور جعلی و عاقبت آنکارا، دفتر رسیدگی به امور پناهندگان و جایی که درخواستم را ثبت کردم، چرا که گذرنامه و اوراق هویت نداشتم و بزرگترین مشکلم همین بود.

۱۳۹۲ دی ۱۲, پنجشنبه

زنان و نقش آن‌ها در جریانات معناگرا، از نگاه یک خانم مذهبی مخالف با این جریانات

توضیح: مصاحبه شونده، که خود نیز یک زن است، آسمان وریسمان را به هم بافته است تا با وصل کردن جریان فمنیستی، «فرقه نمایی» جریانات معنوی و برخی اتهامات معمول دیگر نتیجه دلخواه خودش را بگیرد. گویا در اندیشه چنین زنانی، زنان بایستی در حوزه تصمیم گیری و مسئولیت تا ابد در همان اقلیت قابل اغماض باقی بمانند. و گویا ایشان متوجه نیست که حتی اگر فرض را بر صحت همه صحبت‌های ایشان بگیریم، خود این موضوع اعترافی به تغییر فضای مردسالارانه (با همه محصولات مخربی که این فضا ایجاد کرده است) و حرکت به سمت تعادلی در این خصوص است، چرا که ایشان معترف است که زنان نقش تعیین کننده‌ای در جریان‌های کلیدی معنوی در داخل ایران دارند، جریاناتی که چند سالی است به وزنه‌ای موثر در جهت دهی گرایشات معنوی مردم ایران تبدیل شده‌اند (مثل ال‌یاسین و عرفان حلقه). به عنوان نمونه بخشی که مربوط به ال‌یاسین است را بخوانید:  

«نقش برجسته زنان در اداره جنبش‌های معنوی در سایر فرقه‌ها نظیر جمعیت آل‌یاسین نیز به چشم می‌خورد، در آنجا نیز سخنگوی فرقه در داخل کشور، سخن‌گوی فرقه در خارج کشور، مدیر مسؤول یکی از انتشاراتی‌های وابسته، مدیر تولید انتشارات دیگر، مسؤول کمیته پزشکی، مدیر مسؤول برخی از نشریات همه از زنان فعال در این فرقه بودند. بویژه همسر ایلیا رهبر فرقه به عنوان مشاور و نویسنده، بسیاری از فعالیتهای فرقه را اداره می‌کرد.»

موسسه بهداشت معنوی که این خانم در آن مسئولیتی دارند یکی از موسسات اصلی حکومتی در تخریب جریانات معناگرا است. این موضوع به وضوح با مراجعه به تارنمای این موسسه قابل تشخیص است.

در گفت و گویی متفاوت با کارشناس معنویتهای نو پدید عنوان شد؛
ظهور «انرژی زنانه» در عرفانهای نو ظهور!

نگاهی به پدیده مهاجرت از طریق پناهندگی

این نوشته در گویای من (اینجا) منتشر شده است.
مطلب مرتبط: کوهیار گودرزی و وضعیت پناهجویی او در ترکیه
طی سال‌های گذشته افراد مختلفی از من درباره پناهندگی سوالاتی پرسیده‌اند. بخشی از این افراد از طریق مصاحبه‌ای که در زمان زندگی در هند با دویچه وله فارسی داشتیم (همراه با همسرم) با من آشنا شده بودند. همزمان، از آن رو که خود نیز مسیر پناهندگی را طی کرده‌ام خود به خود و در طول زمان نگاهی به مسائل پناهندگان داشته‌ام. نگاهی از درون که البته با نگاهی که عموما از طریق رسانه‌ها مطرح می‌شود تفاوت‌های فراوانی دارد.
آن چه از رسانه‌ها درباره مسائل پناهندگان مطرح می‌شود، عموما شرایط آن‌ها «بعد» از اقدام برای مهاجرت است. وضعیت ناگوار پناهجویان در ترکیه یا هند، کشتی‌هایی که به مقصد نمی‌رسند، افرادی که دیپورت می‌شوند، طولانی بودن روند رسیدگی به پرونده درخواست کنندگان پناهندگی و اخیرا اقدامات سخت‌گیرانه دولت استرالیا در مواجهه با پدیده پناهجویی نمونه‌هایی از مسائلی است که عموما در رسانه‌ها قابل ردیابی است.
در داخل دنیای پناهجویان اما مسائل دیگری مطرح است، مسائلی که به رسانه‌ها کشیده نمی‌شود. مسائلی که کارشناسان موضوع، با آن که بعید است از آن‌ها مطلع نباشند، اما مایل هم نیستند درباره آن‌ها سخن بگویند، شاید نمی‌خواهند برای خود دشمن سازی کنند. کوتاه سخن آن که، تا آنجا که من شخصا برخورد کرده‌ام و تا آنجا که از افراد مختلف شنیده‌ام، اکثریت بسیار قابل توجهی از پناهجویان ایرانی «واقعا» کسانی نیستند که مشکلی جدی در ایران داشته باشند و از سر ناچاری رو به مهاجرت آورده باشند. از این رو در داخل دنیای پناهجویان چگونگی سر هم کردن داستان قابل قبول برای پذیرفته شدن، چگونگی دور زدن قوانین برای رسیدن به مقصود، چگونگی بهره‌گیری از آخرین تحولات سیاسی و یا اجتماعی در داخل ایران برای قوی کردن پرونده، تبعات نابود کردن پاسپورت در فرودگاه، چگونگی زندگی سیاه در کشور مقصد و اینگونه مسائل است که درباره آن صحبت می‌شود.

۱۳۹۲ دی ۱۰, سه‌شنبه

بازنگری رفتار انتخاباتی ما، تمرینی برای ذهن ورزی

بازنگری گذشته، و آموختن و درس گرفتن از این طریق یکی از اقدامات کلیدی است که می‌توانیم برای «بهتر» شدن خود به آن مبادرت ورزیم. ما اغلب بر مفید بودن بازنگری توافق داریم، نقطه اختلاف اما شیوه بازنگری است. اینجاست که ممکن است در دام خطاهای ذهنی خود، که عموما از آن‌ها آگاه هم نیستیم، گرفتار شویم.
ذهن ما به شکل خودکار موفقیت‌ها، نقاط مثبت، پیشگویی‌های محقق شده و تحلیل‌های درست را به خوبی حفظ می‌کند. اما نظام حافظه‌ای ما گرایشی غالب به این حالت دارد که ناکامی‌ها، اشتباهات و تحلیل‌های غلط خود را از یاد ببرد. این حالت ذهن به اشکال مختلفی خود را متجلی می‌کند. یکی از اشکال شناخته شده آن، مسئولیت ناپذیری ما در قبال خطاهایمان است. ما معمولا خطاهایمان را به تاثیر عوامل بیرونی ربط می‌دهیم اما در تحلیل موفقیت‌هایمان، خود را در مرکزیت همه مسائل قرار می‌دهیم. به عنوان مثال، اگر تحلیلی ارائه دهیم و آن تحلیل صحیح از آب دربیاید عموما به آن مباهات می‌کنیم و در فکرمان نمی‌آید که در برخی موارد «شانس» همراهمان بود و یا شرایطی به وقوع پیوست که انتظارش را نداشتیم و در صحیح از آب در آمدن تحلیلمان موثر بودند. اما اگر تحلیلمان اشتباه از آب در بیاید، اگر اصلا بپذیریم که تحلیلمان اشتباه بوده است، عموما پای وقایع پیش بینی نشده و اگر و اماها به وسط کشیده می‌شود، این که من تحت فلان شرایط آن صحبت را کردم و من از کجا بدانم که فلان اتفاق رخ خواهد داد و ...

۱۳۹۲ آذر ۲۷, چهارشنبه

ببر باغ وحش که تبحر ویژه خود در شکار کردن را به نمایش می‌گذارد

ببرها موجوداتی اسرار آمیز هستند. در طبیعت به سختی می‌توان آن‌ها را دید حتی اگر در قلمرو آن‌ها باشیم. شیوه شکار ببر‌ها هم اسرار آمیز است، آن‌ها «از سمت پشت» به سوژه خود آرام آرام نزدیک می‌شوند تا بتوانند او را شکار کنند. در یک فیلم مستند از قبیله‌ای ساکن در عمق جنگل‌های انبوه گزارشی تهیه شده بود که در آن اهالی قبیله برای آن که شکار ببر نشوند، صورتکی را در پس سر خود نصب می‌کردند.

حال این فیلم آماتوری که ظاهرا در باغ وحش و در کنار قفس شیشه‌ای یک ببر تهیه شده، همین موضوع را به تصویر می‌کشد. ببر که کماکان غریزه خود را دنبال می‌کند به همین شیوه قصد دارد بازدید کننده آن طرف شیشه را شکار کند. فیلم به زیبایی شیوه مخصوص ببرها در شکار کردن را به تصویر می‌کشد، به ویژه آن لحظه نهایی زمانی که سوژه به سمت ببر برمی‌گردد.  

۱۳۹۲ آذر ۱۹, سه‌شنبه

نگاهی به جنبه‌ای از چرخش مالی، تحت عنوان نقد «عرفان‌های کاذب»

توضیح: در جهان امروز که اکثریت قریب به اتفاق فعالیت‌های بشری برای تداوم خود نیازمند پشتیبانی مالی هستند، نیازی به ارائه سند و مدرک برای بودجه‌ای که صرف تخریب جریانات معناگرا در ایران می‌شود نیست، چرا که گستردگی فعالیت خود گویای میزان پشتیبانی مالی آن است.
اما دو سند ارائه شده در اینجا علاوه بر تاکید بر مورد فوق، از زاویه دیگری نیز اهمیت دارد.
سند اول نشان‌ دهنده «بیزینس»ی است که برای برخی ایجاد شده است، تحت پوشش نقد «عرفان‌های کاذب». این سند یک  آگهی تبلیغاتی دوره آشنایی با «عرفان‌های کاذب» است. نکته قابل توجه در این سند، «مزایا»یی است که با شرکت در این دوره نصیب افراد می‌شود. مزایایی که در سه تای آن‌ها بوی منافع مالی به مشام می‌رسد. افراد امکان شرکت در فعالیت‌های تحقیقی (=درآمد)، امکان عضویت در تبلیغ اینترنتی (= درآمدزایی از طریق وبلاگ نویسی، سربازان جنگ نرم و مشابه این‌ها) و امکان اعزام شدن به مناطق آسیب پذیر (=درآمد) را با حضور در این دوره به دست می‌آورند.
اما سند دوم از زاویه دیگری جلب توجه می‌کند: برنامه بزرگنمایی و به قول فرنگی‌ها پروموت کردن خطر «عرفان‌های کاذب» برای جلب توجه منابع قدرت، برای به اختیار گرفتن منابع مالی. والا چطور می‌توان باور کرد که از طرف جنبش‌های نوظهور عرفانی در ایران دویست میلیون کتاب در خصوص «عرفان‌های کاذب» منتشر شده است؟

سند اول:

هراس آیت الله مکارم از ذکر نام جریانات معناگرا

 توضیح: تخریب افراد و جریانات در تیبون‌های رسمی حکومت ایران سابقه‌ای به قدمت خود حکومت دارد. این همان روندی است که درباره جمعیت ال‌یاسین و به طور متمرکز رهبر آن، ایلیا، نیز طی شد. انبوهی از محصولات حاوی انواع و اقسام اتهامات منتشر شد، از روزنامه‌های کیهان و رسالت و جمهوری اسلامی گرفته تا انتشار دو ویژه نامه پیوست روزنامه جام کم که به رایگان در سراسر کشور منتشر شد تا انتشار مطالب تخریبی در وب سایت‌های شناخته شده منسوب به حکومت و حتی برقراری میزگرد در تلویزیون.
 این روند چند سال ادامه داشت تا آن که کم کم و با معلوم شدن اثر معکوس آن تقریبا متوقف گردید. چرا که این درواقع یکی از عواملی بود که به شناخته شدن هر چه بیشتر ایلیا کمک قابل توجهی کرد.
به تدریج حکومت فعالیت تخریبی خود را به سطوح دیگری کشاند. در سطح عمومی اسم رمز «عرفان‌های کاذب» یا «معنویت دروغین» و یا عناوین مشابه جایگزین اسامی خاص شد و همزمان کارگاه‌های آموزشی و یا همایش‌های به اصطلاح تخصصی برای مخاطبان خاص (مثلا دانشجوها) تشکیل شد. به جای انتشار عمومی مطالب، تاکید بر انتشار کتاب قرار گرفت و در نهایت در صورت ضرورت ذکر مستقیم نام افراد و یا جریان‌ها، این موضوع به وبلاگ‌ها و یا وبسایت‌های (ظاهرا) شخصی واگذار شد. نمونه شاخص این رفتار اکنون در برخورد با عرفان حلقه و یا تخریب دراویش دیده می‌شود.
اکنون آیت الله مکارم شیرازی، که ظاهرا در برخورد با جریانات معناگرا برای خود جایگاهی ویژه متصور است، به همین موضوع به صراحت اشاره کرده‌ است. او معتقد است که در برخورد با «عرفان‌های کاذب» نبایستی نام آن ها را ببریم و آدرس آن ها را بدهیم. آیت الله که عملا مدعی است قادر به پاسخ دادن به همه شبهات در خصوص  «عرفان‌های کاذب» است، نمی‌گوید که چرا از ذکر نام جریانات معناگرا هراسناک است. سوالی که یافتن پاسخ آن چندان دشوار نیست.
ضرورت پاسخ‌گویی به شبهات در خصوص جریانات معناگرا در سال 1389 توسط علی خامنه‌ای و در دیدار با اعضای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم مطرح شد. این دیدار چند روز بعد از سخنرانی علی خامنه‌ای برای مردم قم صورت گرفت که در آن ترویج جریانات معناگرا را بخشی از توطئه دشمن دانست. این سخنرانی بعدها توسط فرج سرکوهی «فرمان حمله به عرفان» نام گرفت.
اندکی بعد سایت تابناک از این خبر داد که «مامورانی از جان رهبری در حال تعقیب عرفان‌های انحرافی هستند».

فیلمی از سخنرانی خانم کی نژاد (به زبان انگلیسی)، ایراد شده در مارس 2013 در حاشیه بیست و دومین نشست حقوق بشر سازمان ملل در انتهای این متن قابل دیدن است. خانم کی نژاد در این سخنرانی از تغییرات استراتژِی‌های حکومت در برخورد با جریانات معناگرا سخن می‌گوید.

یكشنبه ، 17 آذر 1392 ، 09:22
آیت‌الله مکارم شیرازی مطرح کرد
روشنگری افکار نسل جوان درباره عرفان‌های نوظهور

۱۳۹۲ آذر ۱۲, سه‌شنبه

پرده‌ای دیگر از عملیات تخریب جریانات معناگرا

توضیح: و این بار تولید فیلم سینمایی بر علیه جریانات معناگرا و اکران کردن آن در سینما‌های ایران، آن هم در این شرایطی که سینمای ایران در شرایط وخیم اقتصادی قرار دارد.
قرار دادن عبارت «عرفان‌های کاذب»، که اسم رمز سرکوب جریانات معناگراست، با «شیطان پرستی»، و تاکید جاهلانه بر چسباندن این دو موضوع به همدیگر، فروکاستن جریانات معنوی با یک سری افراد که در نهایت برای تجربه معنوی رو به مواد مخدر و ارتباط آزاد جنسی می‌آورند، تحلیل عوامفریبانه مملو از اشتباهات فاحش از مقوله معناگرایی. این‌ها نکات کلیدی متون اینچنینی است که هر خواننده نسبتا معمولی را می‌تواند با میزان ناآگاهی گوینده آن‌ها آشنا کند.
کافی است توجه کنیم که وقتی موضوع به سرکوب مصادیق عینی عرفان‌های کاذب می‌رسد، دیگر خبری از برخورد با یک سری معتاد و الکلی و افراد بی بند و بار نیست. بلکه سوژه‌ها شامل دراویش، پیروان ساتیا سای بابا، هواداران عرفان حلقه، پیروان طریقت اکنکار، پیروان دیانت بهایی، مجموعه ال‌یاسین و گروه‌های مشابه هستند.  
نکته آن که دقیقا همین نکات را یک سری افراد مدام در حال تکرار کردن هستند، یعنی با یک جستجوی ساده در اینترنت دیده می‌شود که فلان کارشناس خودخوانده امور فرقه‌ای، فلان منبری مدعی عرفان ناب، سخنران فلان سمینار برخورد با عرفان‌های کاذب و دیگران تنها هنرشان تکرار کردن همین مفاهیم هستند، که خود نشانه دیگری از ناآگاهی حاکم بر این روند است.
و لابد همه این نفرت پراکنی‌ها، که مصداق بارز عملیات روانی همه جانبه برای تخریب وجهه جریانات معناگراست، بخشی از عملیات اجرایی آن چیزی است که علی خامنه‌ای آن را «پاسخگویی مستدل و علمی به شبهات مطرح شده» می‌داند، آنجا که «عرفان‌های کاذب» و «فرقه‌های انحرافی» را بخشی از برنامه«دشمن» می‌داند و خواستار «تاثیرگزاری بر جهت‌گیری فکری جوانان و خانواده‌ها» می‌شود.

منبع: مهر نیوز
زندگی خداجویانه دشوار نیست/ چه کسانی درگیر عرفان‌های کاذب و شیطان‌پرستی می‌شوند.
محمدهادی کریمی که سابقه نگارش و ساخت تعداد زیادی فیلمنامه و فیلم دینی را دارد معتقدست افرادی که به خدا و خود اعتماد ندارند و در مسیر ناامیدی قرار گرفته‌اند درگیر عرفان‌های کاذب و فرقه‌های شیطان‌پرستی می‌شوند.

۱۳۹۲ آذر ۱۰, یکشنبه

توافق هسته‌ای از نگاه برخی کارتونیست‌های آمریکایی

این که می گویند یک تصویر گویا تر از هزار کلمه است، البته صحبت درستی است، به خصوص اگر به محتوای طنز هم آمیخته باشد. کاریکاتور‌های زیر هم می‌توانند بخشی از افکار عمومی در امریکا را نمایندگی کنند.  
منبع: گویا نیوز